در دل شــــــــــــــــب
هـــمـــرنــــگ جــــــمــاعــت شــــــدن از " رســـوایــیــست " 

 

ســـلام ..

من امروز دو تا دوست خوب پیدا کردم ..

دانش آموزایی بودن که برای بازی اومده بودن کافی نت ..

وقتی شغل خودمو بهشون گفتم ، کلی ذوق کردن ...

بهشون گفتم من معلم هستم ..

برام یادگاری نوشتن و بهم هدیه کردن ..

اینم یادگاری هاشون :

امــــیر حسین و امــــیر محمد

 

 

 


برچسب‌ها: شروع ماه مهر , در دل شب , دوستان جدید من , سیروان , مهر
[ چهارشنبه 26 شهریور1393 ] [ 19:26 ] [ سیروان ]

 

طـفل بـی حوصــــله ام ؛

خســــــــته ز تعطیـــلی هـــا ..!!

مـــــــــــهر مــــــــــــــن زود بـــــــــــــــــیا

وقــــــــــــت دبــــــستــان مــــــــــــــن اســـــــــــــــــت ...

 


برچسب‌ها: در دل شب , سیروان , تعطیل , نقی , مهر
[ شنبه 22 شهریور1393 ] [ 13:52 ] [ سیروان ]

 

از دلتنگی چیزی شنیده ای ؟

مثل این است که دستت را با کاغذ بریده باشی ...!!!!

زخمی نمی زند ،

خـــونی نمی ریزد .!!!

ولی ...

می سوزاند عجیب ؛

عجیب می سوزاند ....!!!!

 

 

عکس نوشت :

در شهر تو هر چیز دهد مزه ی باده

انگور رطب یا که همین چایی ساده

 

گر بنا نیــــــست ببـــخشید ، نبــــخشید اما

پیش " زهــــــرا " گــــنه کــار نخوانــید فــــقط

روز محـــــــشر به جـــــهنم ببــــــریدم امـــا

دســـت مــا را به " مـــــحرم " برسانید فــــقط


برچسب‌ها: در دل شب , نقی , ماه محرم , چایی روضه , امام حسین
[ پنجشنبه 13 شهریور1393 ] [ 14:22 ] [ سیروان ]

 

سوالی پرسیدم که تقریبا جوابش رو میدونستم ..!

ازش پرسیدم تا حالا مشهد رفتی ؟

موندم خنده ی تمسخر آمیزش چطور منو نکشت ؟؟!!

 

 

کسی که غرق می شود قطعا میمیرد ...

چه در دریا چه در رویا ..!!

...

حالا من مرده ام ، وقتی تو را با آن وضع دیدم .

اما تو که در محل زندگی خود دریا نداری ؛

اصلا آب هم نداری .!

وقتی بزرگترین آرزویت داشتن آب لوله کشی باشد ،

وقتی تنها مسافرتت ، سفر یک کیلومتری به سمت چشمه باشد برای آب آوردن ..

وقتی ...

باید خجالت بکشم .

از خودم ، از آرزوهایم ، از ایراد گرفتن هایم ..

حالا من در رویا غرق شدم ؛ رویای اینکه آینده تو چه خواهد بود ؟

شاید ...

بگذریم .! امیدوارم کسی گوشش شنوای حرف های تو باشد .

...

این نگاه پر نفوذ و معنا دار تو تا عمق جان من را فتح کرد ..

چه بزرگی هایی را درون این نگاه جا داده ای ..!

و حالا من منتظرم .. منتظر تر از همیشه .

منتظرم تا دوباره برگردم و پاسخ اشک های تو را که موقع خداحافظی ریختی بدهم .

و بگویم که توانستم سبک زندگی ام را کمی نزدیک به تو کنم .

ولی شاید هم موفق نبودم ...

نمیدانم .


برچسب‌ها: در دل شب , اردو جهادی , نقی , مناطق محروم , سیروان
[ شنبه 25 مرداد1393 ] [ 14:47 ] [ سیروان ]

 

سلام ..

تازه از اردو جهادی برگشتم ..

الان کاملا شارژ هستم ..

مطالبش رو به زودی میگذارم .

" ان شالله "


برچسب‌ها: نقی , در دل شب , سیروان , اردو جهادی , شارژ روح
[ یکشنبه 19 مرداد1393 ] [ 18:58 ] [ سیروان ]

این روز ها نماز در غزه پنج گانه نیست ...!!!!

شش گانه است .!

صبح ، ظهر ، عصر ، مغرب ، عشاء

و ...

" میــــــت "

 


برچسب‌ها: نقی , در دل شب , غزه , سیروان , نماز میت
[ یکشنبه 29 تیر1393 ] [ 20:33 ] [ سیروان ]
[ پنجشنبه 12 تیر1393 ] [ 15:51 ] [ سیروان ]
سلام ..

تصمیم گرفتم که برای ماه رمضون چند تا پست با اسم " بچه های مسجد " بذارم .

می تونم بگم که یه جورایی نکات اخلاقی راجع به روزه داری هستش .

من خودم که خوشم اومده ، امیدوارم شما هم خوشتون بیاد .

نماز و روزه ها تون قبول باشه ، منم دعا کنید ..

این اولیش :

 


برچسب‌ها: بچه های مسجد , در دل شب , نقی , سیروان , ماه رمضان
[ سه شنبه 10 تیر1393 ] [ 18:24 ] [ سیروان ]

 

گفته بودی که به رقبات احترام میذاری .

گفته بودی که ازشون حتما مشورت می گیری .

گفته بودی که جناح ها رو کنار میذاری و منافع ملت رو در نظر می گیری .

حالا دارم میبینم که به وعده ت عمل کردی .

با همین جلسه ای که با رقیب های انتخاباتی سال قبل برگزار کردی ، خیلی چیزا ثابت شد .

به رای خودم افتخار میکنم .

و به تو ...

حالا این وسط یه عده " بی سواد " با تعصب جاهلانه هرچی دلشون میخواد بگن ...

من هنوز دوستت دارم و منتظر خرداد 96 هستم .

........

پی نوشت 1 : احتمال میدم که خیلی ها ناراحت بشن . ولی من حرف دلم رو گفتم .

من رئیس جمهورم رو دوست دارم و ازش حمایت هم میکنم .

بعضی ها کلا کارشون تخریب کردنه ..

پی نوشت 2 : حسن روحانی رئیس جمهور گفت :

با برگزاری این نشست ، بار دیگر کنار همدیگر بودیم و توانستیم همدیگر را ببینیم و اگر روزی با یکدیگر رقابت می‌کردیم ، امروز در کنار هم برای ملت و اهداف ملی هستیم ، او گفت : ما امروز همه هدف واحدی را دنبال می‌کنیم .

برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید


برچسب‌ها: در دل شب , حسن روحانی , سیاست , سیروان , نقی
[ دوشنبه 2 تیر1393 ] [ 19:42 ] [ سیروان ]
دلم گرفت ..

وقتی که رفیقم گفت داریم یه بیانیه ی دانشجویی جمع میکنیم برای دفاع از حرم امام حسین .

دیگه نفهمیدم بقیه ی حرفش چی بود و چی گفت ..

یاد خیلی چیزا افتادم ..

یاد نوحه هایی که خوندم ..

یاد روضه هایی که گوش دادم ..

یاد دفاع از خیمه های زن و بچه ها ..!

اصلا نمیدونم چی بنویسم و از کجا بنویسم و کجا تموم کنم .!؟

الانم دارم با چشم خیس می نویسم ..

فقط میخوام بگم که من  آماده ام ؛ دلم میخواد برم و دفاع کنم ؛

البته نه سر خود . منتظرم که آقام دستور بده ؛ منتظرم که مرجعم لب تر کنه ..

آخه چرا فقط حرف و آرزو ..؟

می دونم که کار زیادی از دستم بر نمی آد ؛ ولی نمیتونم همینجوری نگاه کنم ..

وقتی اخبار رو نگاه میکنم آتیش میگیرم ..

 

 

شاید تقصیر تو نباشه ؛ این اجداد تو بودن که با چکمه میرفتن رو سینه و سر می بریدن ..

راه رو اونا برای تو باز کردن ، اونا به تو یاد دادن که چه جوری از پشت ، سر ببری و دست قطع کنی ..

دارم به پوتین هات نگاه میکنم ؛ به این فکر میکنم که پوتین های یه مرد نظامی چه بلایی سر دنده ها و سینه ی شکسته و زخمی می آره ..

آره .. تو از جد و پدر جدت یاد گرفتی که چجوی بپری روی سینه و لگد مال کنی و آخرش هم تیر خلاص ، نه خنجر خلاص رو بکشی ...

گفتم که خیلی چیزا داره یادم می آد ..

 

* شمر روی سینه اش بنشسته بود

استخوان هایش همه بشکسته بود *

 

 

شب عاشورا میخوندیم :

 

اکبرم رفت ، تو هم گر بروی از دستم

پس به کی بسپرم این اهل حرم را عباس

 

قرار نیست که مرام و مسلک شما عوض بشه ..!!

همون موقع هم با یه تیر سه شعبه گوش تا گوش شیش ماهه رو بریدید جلو چشم های باباش ..

الانم با یه ضربه ی شمشیر ، سر بچه رو میندازید جلوی باباش ..

کربلا داره تکرار میشه ..

خیمه ها دارن تهدید میشن ..

امام مون داره "هل من ناصر " میخونه ..

 

خدایا میشه صاحب مون رو برسونی ؟

 

 یه دونه پی نوشت :

 

وقتی نوادگان شمر و حرمله

به سوریه و عراق حمله می کنند

و اینجا نشسته ام پای ویژه برنامه جام جهانی

به یقین می رسم 

سال ۶۱ هجری هم اگر بودم

خبر شهادت امام حسین را

از سایتها می خواندم ..!!!

راستی " قوچان نژاد " که مصدوم نیست ؟


برچسب‌ها: در دل شب , نقی , سوریه , عراق , عاشورا
[ چهارشنبه 21 خرداد1393 ] [ 17:43 ] [ سیروان ]

 

 

سه روز از زندان مرخصی گرفتم

 

" این داستان کاملا واقعی و برای خودم اتفاق افتاده "

خیلی گناه و جرم مرتکب شده بودم .به همین خاطر افتاده بودم زندان ،مدت زیادی بود که تو زندان بودم و داشتم میپوسیدم .

 

بهترین خبری که میتونست منو خوشحال کنه این بود که رئیس زندان با یه مرخصی سه روزه موافقت کرده بود .!!

 

وای خدا بهتر از این نمیشد .داشتم از خوشحالی بال در می آوردم ؛ولی ترسم از این بود که نکنه پشیمون بشه ؟ به هر حال با هر استرسی که بود اون روزا گذشت و من به مرخصی رفتم .

 

دیگه از کثافت ها خبری نبود .دیگه مجرمی وجود نداشت .همه ی آدم های اونجا خوب و پاک بودن . انقدر تو زندان بودم که حالم ازش به هم میخورد ، ولی این شرایط جدید بد جوری به دلم نشسته بود . همه چی پاک بود و هیچ آلودگی وجود نداشت ..

 

سه روز دور از زندان برای کسی که کل عمرش رو به گناه گذرونده باشه ؛ خیلی فرصت خوبیه .

 

"  اعتکاف  "

سه روز زندگی من رو تقریبا بدون گناه ، دور از زندان دنیا سپری کرد .

 

دومین بارم بود که میرفتم ؛ انصافا حال و هوای خوبی داشت . به نظرم از هرکی که رفته اگه بپرسید ، حرف منو تایید کنه . کلا عبادت کردن و گناه نکردن در هر حال خوب و شیرینه .مخصوصا اگه تو مسجد و اعتکاف باشه ..!!!

 

تصمیم گرفته بودم که هیچ عکسی از خودم نندازم .حتی دوستام هم که میخواستن ازم عکس بگیرن ، ناراحت میشدم ازشون .

 

ولی ...

 

امان از خبرگزاری پانا ؛ همه چیزو خراب کرد . یهو دیدم تو دانشگاه هرکی به من میرسه میگه معروف شدی پسر ..!!!!

بعد تازه فهمیدم که چی شده ؟؟!!

 


برچسب‌ها: در دل شب , سیروان , اعتکاف , دوری از گناه , پانا
[ چهارشنبه 31 اردیبهشت1393 ] [ 19:8 ] [ سیروان ]




دســترسی به محتوای این پست


امـــکان پـــذیر نمــی باشد ...!!




پی نوشت :


" ســـلام "


به علت بدی آب و هوای ذهنم و نا مساعد بودن شرایط جوی روح و روانم ،


پست های نا مناسب به ذهنم رسید ، ولی اینجا که جای این حرفا نیست .!!


خوش بختانه این پست از فیلترینگ تفکراتم عبور نکرد ..!


خدا این سانسور ها رو از ما نگیره .


برچسب‌ها: در دل شب , سیروان , ورود ممنوع , محتوای نا مناسب
[ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ] [ 20:27 ] [ سیروان ]


از گلایه ها که بگذریم ...


مادرم که میخندد ،


انگار خوشبخت ترین آدم روی زمین هستم ..!!!



........

این پست تقدیم به مادر عزیز تر از جانم ..

میدونم که سواد خوندن نداره ، ولی من دارم برای دلم این کار رو انجام میدم ..

" مامان جون دوستت دارم "


برچسب‌ها: در دل شب , روز مادر , تقدیم به مادرم , مادر , سیروان
[ سه شنبه 26 فروردین1393 ] [ 11:30 ] [ سیروان ]

آهـــای تویی که میخواهی از این پس روزهایت را بدون مـن سپری کنی ...


از من که گذشتی به یک " دو راهی " میرسی ،


حتما به راست برو ؛


" می رود به جهنم "



........

پی نوشت ها  : 

+ بعضی ها که باید بفهمن ، خودشون میفهمن .


+ بعضی از حرف ها رو نمیشه اس ام اس کرد ،پس جاشون اینجاست به تشخیص خودم .


+ یه بحث داریم به اسم " لـیاقــت " بدون هیچ توضیح دیگه .


+ ضمنا بعضی ها به خودشون اجازه ندن که هرچی دلشون خواست بگن .


برداشت هاتون رو برای خودتون نگه دارید ( بعضی ها )


+ بعضی ها خودشون رو انقدری مهم ندونن که این پست من رو به خودشون بگیرن .


برچسب‌ها: دو راهی , در دل شب , روزهای بدون من , سیروان
[ دوشنبه 26 اسفند1392 ] [ 13:43 ] [ سیروان ]

 

وارد مغازه شد ،مغازه ای پر از شیرینی های لذیذ و آجیل های متنوع .

 

یاد قولش افتاد ،به بچه ی شش ساله ی خود قول داده بود که بدون آجیل خانه نرود .!

تمام روز را کار کرده بود و خیلی خسته .این را میشد از چهره ی چروک و درهم مرد فهمید .

در ازدحام مشتری های داخل مغازه که مشغول خرید بودند ،به اجناس نگاه میکرد .

 

جلو رفت ، مِن مِن میکرد ،بالاخره زبان به صحبت باز کرد . قیمت آجیل میپرسید و با هر جواب فروشنده به مقدار پول های داخل جیبش فکر میکرد .

 

با چند سوال و جواب بالاخره تصمیم به خرید گرفت .

تمام پول هایش که حاصل یک روز کار سخت بود را روی پیشخوان گذاشت ،فقط توانست مقداری کشمش بخرد .

 

نگاهی به کیسه ی کشمش ها انداخت  و نا امیدانه مغازه را ترک کرد .پول خردش را داخل صندوق صدقات انداخت و زیر لب چیزهایی گفت .

 

دیگر پولی نداشت تا با ماشین به خانه برود .از خیابان داشت عبور میکرد که ...

 

یاد قولش افتاد ،به بچه ی شش ساله ی خود قول داده بود که بدون آجیل خانه نرود .!

 

و صدای ترمز ماشین ...

 

کشمش های آغشته به خون دیگر به درد کسی نمیخورد .

 

sirvan08.blogfa.com

" چقدر به فکر کسایی که ندارن هستیم ؟ "


برچسب‌ها: آجیل شب عید , در دل شب , کارگر , سیروان , شب عید
[ جمعه 23 اسفند1392 ] [ 17:27 ] [ سیروان ]

تو 90 ثانیه چیکار میشه کرد ؟ خیلی وقته دارم بهش فکر میکنم ولی به نتیجه ای نرسیدم .

بذارید چند تا مثال بزنم :

مثلا میشه یه لیوان شیر کاکائو داغ رو نوش جان کرد .

مثلا میشه یه کامنت وبلاگ رو جواب داد و تایید کرد .

مثلا میشه یه بیت از اشعار سهراب رو تفسیر کرد .

مثلا میشه چمدون رو گذاشت تو صندوق عقب و سوار تاکسی شد .

مثلا میشه بین 20  30 تا شبکه ی مزخرف صدا و سیما یکیش رو ناچار انتخاب کرد و دید .

باور کنید به ذهن ناقص من چیز مهم دیگه ای خطور نکرد که تو 90 ثانیه چه کارهای دیگه ای میشه انجام داد .

چند مورد هم مثال بزنم از کارهایی که عمراً بشه تو 90 ثانیه انجامش داد :

مثلا نمیشه تو 90 ثانیه جلوی پرواز هواپیما رو گرفت .

مثلا نمیشه از وقوع یه جنگ جهانی جلوگیری کرد .

مثلا نمیشه یه معامله ی میلیاردی رو با یه شرکت خارجی امضا کرد .

و بسیاری مثلا نمیشه های دیگه ...

به این عکس خوب نگاه کنید :



طبق بررسی هایی که انجام شده ،مشخص شده که اولین نفری که از مترو پیاده میشه و از ایستگاه خارج میشه ، فقط و فقط 90 ثانیه از آخرین نفر جلوتره .!

باور کنید از دست دادن این 90 ثانیه هیچکس رو راهی قبرستون نمیکنه ؛پس چرا بعد از باز شدن در قطار ،انگار که صدای شلیک شروع مسابقه ی دو ومیدانی شنیده میشه .!؟

با هجوم بردن به سمت پله برقی چی رو میخوایم ثابت کنیم ؟

یه تلنگر : ما ایرانی هستیم و تمدن چند هزار ساله داریم ؛با این کار ها به باد ندیمش .

یا علی

...

دلت که گرفته باشد ،

با هر آهنگی گریه ات میگیرد ..!!

حالا چه سمفونی 5 بتهوون باشد ،

چه تن صدای دستفروش ...!!!!

...

با تشکر ویژه از دکتر ابراهیم طبری


برچسب‌ها: در دل شب , دویدن در مترو , فرهنگ , سیروان , 90 ثانیه
[ دوشنبه 5 اسفند1392 ] [ 16:15 ] [ سیروان ]

سلام ..

بعد از مدت ها ما هم چهره ی برف رو دیدیم .!

دیشب سر شام بودم که یکی از رفیقام بهم زنگ زد گفت بیا همدیگر رو ببینیم .

منم از خدا خواسته .!! چون قدم زدن تو هوای برفی واقعا میچسبه .!

خلاصه چند دقیقه ای قدم زدیم و کلی هم البته یخ کردیم .!

این رفیق من آقا وحید هستش که مدیر وبلاگ " صــبح امــــید " هم هست .

یه عکس یادگاری به نظرم خیلی خاطره بشه .

...

تو پاییز شاید بشه رو برگ های خشک تنهایی قدم زد ،

ولی باور کن برای " بــرف بــــازی "

باید نفر دوم هم باشه ...‍!!


برچسب‌ها: در دل شب , سیروان , یه روز برفی , صبح امید , برف بازی
[ چهارشنبه 16 بهمن1392 ] [ 21:28 ] [ سیروان ]

برای برداشت هر زبــاله


قـامـتی خـــم می شود .



سلام .

دلتون میاد قامت یک نفر رو خم کنید ؟

بی مقدمه بگم ،هرکدوممون اگه به خودمون قول بدیم که دیگه هیچوقت آشغال زمین نندازیم

خیلی اتفاقات خوبی میافته .

...

یه جمله جایی خوندم که خیلی جالب بود ،میگفت

فقر یعنی این که تو خیابون آشغال بریزی ،بعد از تمیزی خیابون های اروپا تعریف کنی .!

...

مشکل میدونی کجاست ؟

جدیدا به هرکی میگم که چرا رو زمین آشغال میریزی ؟

میگه میخوام حقوق رفتگر ها حلال بشه .!!! جالبه والا ..!

...

من به خودم قول میدم ...

پـس

لبخند بزن رفـتگر



برچسب‌ها: در دل شب , رفتگر , زباله , قول مردونه , نظافت
[ جمعه 4 بهمن1392 ] [ 19:57 ] [ سیروان ]
سلام ..

همونطور که همه تون میدونید ، سایت پرشین گیگ که یه سایت برای آپلود عکس هستش ،با مشکلاتی که براش پیش اومده خیلی از فایل های آپلود شده ش رو پاک کرده .

منم از این ضرر یه سهمی داشتم .!!! یعنی خیلی از عکس های وبلاگ " در دل شب " که تو پرشین گیگ آپلود کرده بودم پاک شده .!!!!!

خیلی ازتون معذرت خواهی میکنم ،

اولا به خاطر همین مشکل که میدونم سطح کیفی وب رو میاره پایین !

هم به خاطر اینکه کمتر بهتون سر میزنم .فصل امتحان ها رسیده و منم کمتر وقت آزاد دارم .

امیدوارم حضور کم من رو به بزرگی خودتون ببخشید .

اینم بگم که من همچنان برای اداره ی وبلاگ " در دل شب " انرژی دارم . ""شایعه نسازید ""

یا علی مدد ...


برچسب‌ها: در دل شب , پرشین گیگ , آپلود عکس , سیروان
[ یکشنبه 15 دی1392 ] [ 18:56 ] [ سیروان ]

باران را دوست داشت .آن را رحمت خدا میدانست .

اما نه بخاطر طراوت بخشی به طبیعت !

بلکه به این خاطر که کوچه و خیابان کثیف میشد !!!

آب گرفتگی معابر او را خوشحال میکرد .

دوست داشت کفش مردم همیشه کثیف باشد ،

پسرکی که کنار خیابان بدون سرپناه کفاشی میکرد و همیشه خیس باران بود ...!!!



........

پی نوشت : تا حالا شده یه نگاه بهشون بندازیم ؟ یا همیشه بی تفاوت از کنارشون رد شدیم ؟

...

نکته : به نظر من خدا به این آدما خیلی خیلی نزدیکه .! اینا کارای بزرگی میتونن بکنن .

یا علی مدد .


برچسب‌ها: در دل شب , پسرک کفاش , باران , پسرک کنار خیابان , سیروان
[ چهارشنبه 27 آذر1392 ] [ 16:55 ] [ سیروان ]
هر وقت امتداد نگاهت را دنبال میکنم ...

مسیر کوچ پروانه ها را تماشا میکنی ...

" انگار برای رفتن آمده ای "


........

پ ن 1 : تنت در آغوش کسی ، فکرت کنار کسی دیگر .!!

هزار خطبه هم بخوانند بازهم خیانت است .!

...

پ ن 2 : چقدر خوبه که وقتی عاشق میشیم واقعا عاشق بشیم

و وقتی عاشق نیستیم اصلا عاشق نباشیم ! اینجا دیگه حد وسط معنا نداره .!

...

پ ن 3 : جدیدا منو محکوم کردن به مغرور بودن ! باور کنید اینطور نیست .

من اگه حرفی میزنم دارم عقیده ام رو میگم . من که نمیتونم مسائلی که بهشون اعتقاد ندارم رو قبول کنم !بهم حق بدید لطفا . از این به بعد بیشتر بهتون سر میزنم در حد توان .


برچسب‌ها: در دل شب , کوچ پروانه , سیروان , گلایه , خیانت
[ سه شنبه 19 آذر1392 ] [ 21:4 ] [ سیروان ]
دلم گرفته ...

از همه ی بی تفاوتی ها ..!!

از همه ی فراموشی ها ..!!

از بی اعتنایی ها ..!!

ای کاش معلمی بود و انشایی میخواست ..!!!!

" روزگار خود را چگونه می گذرانید ؟ "



سلام . به جز عکس بالا فعلا هیچ حرف دیگه ای ندارم ....

" خوش باشید "


برچسب‌ها: در دل شب , اعتماد , زنگ انشا , سیروان , دلم گرفته
[ شنبه 16 آذر1392 ] [ 2:25 ] [ سیروان ]


تنهایی به جایی نمیرسیم رفیق ...

حتی اگه محکم ترین ضربه ها رو بهمون بزنن ، اگه باهم باشیم ،

محکم سر جامون می ایستیم .!!!

"خطاب به خودم "


برچسب‌ها: در دل شب , تنهایی , دست در دست هم , ضربات محکم , سیروان
[ چهارشنبه 6 آذر1392 ] [ 13:22 ] [ سیروان ]

........

سلام .

دهه ی اول محرم خیلی وقت نداشتم بیام وب ، عذر خواهی میکنم .

...

پ ن 1 : انتظار خیلی سخته .! مخصوصا وقتی منتظر یه اتفاقی هستی که تقریبا میدونی

هیچوقت نمی افته .! ولی با این حال ته دلت خودتو امیدوار نشون میدی ..

...

پ ن 2 : آرامش خیلی مهمه ! وقتی میتونید با حضورتون به یه نفر آرامش هدیه کنید ،

حتما این کار رو بکنید . بدون هیچ منتی برید کنارش و " باشید "

...

پ ن 3 : اگه یه نفر بهتون محبت میکنه و انتظار محبت داره ، با دید یه کمبود محبتی بهش نگاه نکنید .

نگید چقدر انتظارات بیهوده داره و از این حرفا ..؛ بهش بگو دوستش داری ! دیر میشه ها ...!!!

...

پ ن 4 : یاد 3 تا جمله افتادم

1 ) چقدر سخته منتظر قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد ..!!

...

2 ) خیلی بی معرفته اونی که میدونه با یه زنگ یا یه اس ام اس

میتونه کل حالت رو عوض کنه ، اما اینو دریغ میکنه ازت ...!!!

...

3 ) عشق بورزید ، چون مفهومی وجود دراد به نام " دیر شدن "

sirvan08.blogfa.com

همه ی حرفام شعار بود ! بی خیال همشون ..!!


برچسب‌ها: در دل شب , در های بی دستگیره , معرفت , انتظار , سیروان
[ سه شنبه 28 آبان1392 ] [ 17:46 ] [ سیروان ]
از امام زمان (عج) به خاطر نوشتن این شعر عذرخواهی میکنم ...
خواستم فقط به حضرت علی اکبر (ع) ادای دین کنم .
اونایی که کنایه فهم باشن متوجه میشن .

آیه های تنت از رحل دو دستم افتاد

سوره های مدنی در دل صحرا مانده
بس که پاشیده ز هم رشته ی تسبیح تنت
بردنت در نظرم مثل مـــعما مانده
چیدمت در بغل خیمه به زحمت اما
ظـاهرا باز کــمی از بدنت جا مانده


برچسب‌ها: در دل شب , ماه محرم , شعر مذهبی , حضرت علی اکبر , امام حسین
[ دوشنبه 20 آبان1392 ] [ 10:11 ] [ سیروان ]

......................

پ ن 1 : سلام . یکسال انتظار به پایان رسید .
نمیدونید چقدر منتظر محرم بودم ! شب قدر من شب سوم محرم و البته شب پنج ماه صفر هستش .
........
پ ن 2 : امروز ( روز اول محرم ) دلم گرفته بود و داشتم با خودم زمزمه میکردم .
تونستم این چند بیت رو بگم . البته میدونم ایرادات زیادی داره ولی بذارید به پای مبتدی بودنم .
پ ن 3 : اگه وقت کنم تا روز عاشورا حتما مطلب میذارم ولی اگه نشد میام و فقط به نظرات جواب میدم .
یا علی مدد

برچسب‌ها: در دل شب , حضرت رقیه , دختر تو گریه میکند , سیروان , ماه محرم
[ سه شنبه 14 آبان1392 ] [ 12:7 ] [ سیروان ]

شاید ..
تو کوهی ..!!
وگرنه آدم که به آدم می رسد ..!!!
0........................................0
پ ن 1 : گاهی اوقات یه حرکات یا یه حرفایی از بعضی ها می بینی که واقعا شاخ در میاری .!
قصد توهین ندارم ولی بی شعوری " بعضی ها " واقعا آدم رو اذیت میکنه .!
...
پ ن 2 : حالا این یه طرف قضیه بود ، گاهی اوقات هم تو رو بی شعور فرض میکنن .!
این دیگه خیلی دردناکه .!
...
پ ن 3 : شاعر میگه : گاهی اوقات نباید چیزی بگی ...
طرفت اگه شعور داشته باشه خودش میفهمه ...!!! این کجاش شعر بود ؟
...
پ ن 4 : الکی جو سازی نمیکنم ها .! واقعا مثال های زیادی برام اتفاق افتاده .
مثلا همین اواخر یه نفر ...
نه بی خیال ! حال و حوصله ی دعوا و جر و بحث ندارم .!!
...
پ ن 5 : با عرض معذرت فراوان خدمت جناب " دیوار "
این بار هم باید مخاطب خاص ما باشی دیوار جان ! بالاخره تقصیر خودته دیگه .! میدونی که ؟
...
پ ن 6 : دلم میخواست این پست بیشتر از این پر بار باشه ولی واقعا از لحاظ وقت در محدودیتم .
ان شاالله پست های بعدی بیشتر در خدمتتونم .
اینم اثر انگشت برای تایید گفته ها :

برچسب‌ها: خط فهم , شعور , آدم بی شعور , در دل شب , سیروان
[ چهارشنبه 8 آبان1392 ] [ 21:32 ] [ سیروان ]

باورت بشود یا نه ؟!

روزی مــــــــــــــــی رسـد

که دلـــــــــت برای هیـــــچ کس

به اندازه مــــــــــن تنگ نخواهد شـــد .

برای نگاه کردنم ، خـــــــندیدنم ، اذیت کردنم ...

برای تمـــــــــــــام لحظاتی کـــه در کنار من داشتی ...

روزی خواهد رسید که در حـــــــسرت تکرار دوباره من خواهی بود ...

می دانم روزی کــــــــــــــــــه نباشم هیچکس تــــــــــکرار من نخواهد شد ...!

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

پ ن 1 : همین اول کار بگم که مخاطب خیلی خاص داریم !

مخاطب خاص بنده شخص بزرگی به نام " دیوار "

پ ن 2 : به بزرگی شخصیت " دیوار " هنوز پی نبردید شما ! اگه بدونید چه جور شخصیتی داره ولش نمیکنید .!

پ ن 3 : لطفا جملات کلیشه ای رو بگذارید کنار ! راجع به متن و مطلبم حرف بزن .

اجازه داری هر کامنتی بذاری اعم از پیامک و وصیت و شعر و ...

ولی خودت میدونی چی مناسب تره .! پس اولویت بندی کن .

پ ن 4 : به خدا کلی حرف داشتم که در قالب پی نوشت بهتون بگم ؛ ولی تمام حرف من اینه :

جمله ای که روی عکس نوشته رو بارها بخونید تا بفهمید چی میگم . هیچ توضیحی نمیدم درموردش .

تایید حرف های خودم با اثر انگشت :

  


برچسب‌ها: در دل شب , مخاطب خاص , تصورات , دیوار , سیروان
[ دوشنبه 29 مهر1392 ] [ 23:0 ] [ سیروان ]

پ ن 1 : طرف میاد میگه من فلانم و من اینجوری ام و من اونجوری ام .. بعد موقع عمل که میرسه

میبینی یه درصد از حرفاش حقیقت نداره .!

پ ن 2 : به نظر من حرف زدن خیلی راحت تر از عمل کردنه . چطور ؟

خب من وقتی بهت میگم برو هواتو دارم ؛ باور میکنی دیگه ! یعنی راحت میتونم با "بازی با کلمات "

بهت اثبات کنم که واقعا هواتو دارم .! ولی موقع عمل که میرسه اصلا ازم خبری نیست .!!!

پ ن 3 : حالا واقعا نمیدونیم حرفای طرف رو باور کنیم یا رفتارش رو .؟

ولی خب طبیعیه که رفتارش رو باور کنیم ، ولی وای به روزی که "حرف و رفتار" مغایرت داشته باشه !

اونجاست که جنگ شروع میشه !

پ ن 4 : درونت که " جنگ " باشد ، حالا چه فرقی میکند هر طرف که ببرد ، هر طرف که ببازد !

تو پاره پاره ای ...!!!

پ ن 5 : مخاطب خاص داریم .!!! شخص عزیزی به اسم دیوار ! انقدر از شخصیتش خوشم میاد که نگو .!

هر چی بگی هیچی نمیگی .! خیلی محکمه .

پ ن 6 : اثر انگشت میزنم تا بفهمی حرفای خودمه .


برچسب‌ها: در دل شب , شخصیت , اثر انگشت , رفتار و گفتار , بازی با کلمات
[ جمعه 26 مهر1392 ] [ 16:40 ] [ سیروان ]

پ ن 1 : این متن صرفا برای روابط جنس های مخالف با هم نیست ، پس هر رابطه ای رو شامل میشه .
پ ن 2 : چقدر خوبـــــه بتونیم کسی رو با این شرایط پیدا کنیم .
پ ن 3 : و چقدر خوبتــر اینکه خودمون اینطوری باشیم .
" مخاطب خاص هم وجود خارجی ندارد "

برچسب‌ها: یک دوست واقعی , مخاطب خاص , سیروان , در دل شب , رفاقت
[ دوشنبه 22 مهر1392 ] [ 14:34 ] [ سیروان ]


پ ن 1 : واقعا به اصرار دوستان عزیزم برگشتم .

بچه های دانشگاه و بچه محل ها و رفقای وبلاگی ...

پ ن 2 : ولی مثل قبل دیگه دل و دماغ مدیریت کردن " در دل شب " رو ندارم .

به دلایل متعدد .

پ ن 3 : راستی انسان فراموش کار است . لطفا به خودتون نگیرید .


برچسب‌ها: در دل شب , سیروان , یک جرعه حرف دل , بازگشت به اصرار دوستان
[ جمعه 19 مهر1392 ] [ 15:27 ] [ سیروان ]
سلام ..

دوباره فرصت شد که با مخاطبای عزیز " در دل شب " حرف بزنم .

چند وقتی بود که بیشتر با پست های گوناگون و عکس و اینا خدمت میرسیدم خیلی نتونستم باهاتون مستقیم حرف بزنم .

یاد اوایل وبلاگ نویسی بخیر ... چقدر پست هام خودمونی تر بود و بیشتر به دل مینشست ...

ولی فکر کنم بهونه ی خوبی برای حرف زدن ندارم الان .!! یعنی یه مقدار ...

.

.

چقدر حالم بده ... خسته شدم !

خسته از خودم ،

از کارام ،

از ..

از ...

از ....

میخوام یه مدتی نباشم . شاید حالم بهتر بشه ! نمیخوام بگم افسرده شدم یا زندگی برام معنی نداره و از این جور پرت و بلا ها ...

ولی به هر حال خوب نیستم ! خیلی با خودم کلنجار رفتم که این پست رو بذارم یا نه ؟! ولی بالاخره تصمیم خودم رو گرفتم . از همتون میخوام واسم دعا کنید ..

نظرات این پست بدون تایید درج میشه ، هر چی خواستید بگید ... فقط دعا کنید که برگردم .

راستی اگه " حامد " مطلبی گذاشت ، هواشو داشته باشید ..

یا علی مدد


برچسب‌ها: در دل شب
[ سه شنبه 2 مهر1392 ] [ 15:15 ] [ سیروان ]


چادرم باشد مرا معیار ایمان و شرف
همچو مروارید زیبایم درون یک صدف
دید نامحرم نیفتد لاجرم بر سوی من
افتخارم باشد این ، زهرا بود الگوی من


برچسب‌ها: حجاب , در دل شب , حضرت زهرا , الگو , چادر
[ جمعه 29 شهریور1392 ] [ 11:26 ] [ سیروان ]

در حیرت از جبروت این صاحب خانه ام ...



سلام ..

چند روزی که غایب بودم ، دلیلش این بود که رفته بودم پا بوس آقا امام رضا (ع)

چه حرمی ..

چه صفایی ..

وقتی از باب الرضا (ع) وارد میشدم ، میرفتم صحن جامع رضوی ، از اونجا میرفتم صحن غدیر ، از سمت

بست شیخ طبرسی میرفتم تو صحن انقلاب از اونجا میرفتم صحن آزادی و صحن گوهر شاد

و صحن جمهوری اسلامی ..

یه مقدار میگذشت ، به خودم میومدم میدیدم دوباره تو صحن جامع رضوی هستم جلوی ورودی باب الجواد (ع) .

منظورم اینه که ابهت و زیبایی بارگاه امام رضا (ع) چنان مجذوبم میکرد که متوجه گذر زمان نبودم .

و تو این مدت فقط به یه چیز فکر میکردم . اونم غربت امام حسن (ع) ..!!

زیر لب میگفتم

"" آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه ""



برچسب‌ها: مشهد , امام رضا , در دل شب , امام حسن , مشهد الرضا
[ دوشنبه 25 شهریور1392 ] [ 16:11 ] [ سیروان ]

فراهم کردن مقدمات حمله به سوریه !!


نترس پسرم ، من مراقبت هستم ...


آهای عرب های ثروتمند ، در ازای فروختن شرف و دین نداشته تون ،
چی به دست آوردین ؟؟؟

برچسب‌ها: سوریه , حمله به سوریه , مدافعان حرم , یا زینب , در دل شب
[ دوشنبه 18 شهریور1392 ] [ 22:55 ] [ سیروان ]
مینویسم که بخونن و فکر کنن .!!
نه اینکه بیان بگن به به ، چه چه .! چه خوشگل مینویسی .!


برچسب‌ها: کاربر آنلاین , خدا , عالم محضر خداست , دنیای مجازی , در دل شب
[ یکشنبه 10 شهریور1392 ] [ 17:9 ] [ سیروان ]

حامد عباسی
( حامد بهترین رفیق منه )


" نمیدانم دردم چیست ؟؟؟
یا تنهاییست ، یا بودن دوستی که دوستش دارم و نیست .! "
...
" یه وقتایی آدم انقدر تنها میشه که آرزو داره
یکی صداش بزنه ، حتی اشتباهی "
...
" یادت برایم همانند قصه ی سیگار پیرمردیست که ،
سالهاست میگوید نخ آخر است "
...
" بمان ، بخدا نمیترسم از تنهایی !!
راهی که میروی راه زن دارد .! "



پویا فرخی
( از رفیقای نزدیکمه - 2 سال آشنایی )


" خوبیهاست که باعث میشه آدما دلتنگ بشن .!
به خاطر همه ی خوبیات ، یه عالمه دلتنگتم. ! "
...
" خدایا قسمت را کجا فرستادی که هروقت
نوبت من میرسد ، میگویند نیست .! "
...
" یک زد و خورد ساده بود .!
تو جازدی ، من جا خوردم .! "



محمد رضا دورقی زاده
( تو خوابگاه رفیق شدیم )


" حکایت عجیبی دارد این اشک .!
کافیست حروفش را به هم بریزی تا برسی به ( کاش ) "
...
" بغض دیدار آخرمان را پلک نمیزنم .!
میترسم دنیا را سیل ببرد .! "
...
" چرا نگاه میکنی ؟
تنها ندیده ای ؟ به من نخند .!
من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم .! "



علی عباسی
( داره میشه 2 سال آشناییمون - این عکس قدیمیشه )


" از وقتی شوخی اختراع شد ،
دیگه هیچ حرفی تو دل کسی نموند "
...
" اعتراف میکنم من یه زمانی جزو اقلیت های هندی بودم !
چون یه گاوی رو بعنوان عشق میپرستیدم "
...


مسعود نجفی
( تو محل رفیق شدیم - 3 سال )


" معلمم به خط فاصله میگفت خط تیره .
خوب میدانست فاصله چه به روزگار آدمها می آورد "
...
" فاصله خط عابر پیاده ندارد .
دست مرا بگیر و از آن رد کن ، قرار دیدار ما
هر نیمه شب ! خیالت که نمیگذارد بخوابم "
...



محمد رضا جلیلی
( از بچه های دانشگاه )


" قانعم به یادت ! پس یادت را از من نگیر .
که یادت مهربانترین تصویر دنیاست "
...
" حکم فراموشیت را آوردند .
ولی به یاد مهربانی هایت امضا نکردم "
...
" پاهایم را که درون آب میزنم ماهی ها جمع میشوند .
شاید این ها هم فهمیده اند که عمری ...
طعمه ی روزگار بودم "
...



امیر علی حسن پور
( هم خوابگاهیمه - وبلاگ دلنوشته های رهگذر )


" شغلش این بود : بیاید ، عاشق کند ، تنها بگذارد و برود .!
نمیدانم ! شاید مامور بود و معذور "
...
" تو زندگیت هر چی میخوای باش .
فقط نفر سوم یه خلوت دو نفره نباش "
...
" میگن یه فرشته هم هست به نام زرشک !
مسئول رسیدگی به آرزوهای ماست "
...



منصور ستوده
( نوه ی عموی بنده )


" دوستی های دیرینه معنای زندگی هستند .
هرجا هستی باش . بیادت حس خوبی دارم "
...
" گفتی تا سیگاری دود کنی برگشتم !
زندگیم دود شد ، کجا ماندی ؟ "
...
" این روزها حالم همچون دایره ای میماند ،
که هیچ گوشه ای برایش دنج نیست "
...



محمد عباسی
( از رفیقای دبیرستان )


" سلامتی اون بیسوادی که گفت عشق 4 حرفه
همه بهش خندیدن !
ولی هیچکس نفهمید عشق اون ر ف ی ق بود "
...
" هیچوقت حسرت سه چیز رو نخور .!
تیپ و قیافه و معرفت
من که دارم به کجا رسیدم ؟
...



مصطفی اصلی راد
( بچه محل - بدون عکس )


" از من جدا شد و گفت کار خداست ...
مانده ام ، مگر خدای او ، خدای من نبود ؟ "
...
" به بعضیا باید گفت رفتی ؟ به جهنم !
فقط از کنار برو قاطی آدما نشی .!! "
...
" عاشقانه هایم همه را به زانو زده !
تو به عشق چه کسی ایستاده ای ؟ "
...
تنگی نفست را گردن آلودگی ها نینداز .!
ببین دلت کجا گیر کرده ؟ "
...




حسام شامحمدی
( از بچه های دانشگاه )


" یه زغال برمیدارم و دورت یه خط میکشم و مینویسم :
این بی معرفت دنیای منه "
...
" شنیدم مادری فرزندش را در خواب خفه کرد !
نمیدانم ... دیگر رفیق بی کلک کیست ؟ "
...
" کفش هم اگر تنگ باشد زخم میکند ...
چه رسد به دل "
...



وحید صفری
( 4 سال رفاقت - 29 سالشه - خیلی دوسش دارم - تکه )


" الهی هر چه هستم ، هر که هستم ...
بر خوان کرم تو بنشستم ...
الهی باالعلی العفو "
...
" انقدر نگاهم را به آمدنش دوختم ،
که شب ها خواب خیابان میبینم "
...
" یاابن الحسن
یک دانه ز تسبیح نماز سحرت را ،
یک بار به نام من محتاج بیانداز "
...
" عشق یعنی آنجا که دهانها جسارت گفتن ندارند ،
قلبها میزنند زیر آواز ..! "



سید مهدی علوی
( همسایه روبه رویی - فوق العاده ست )


" مرا اندکی دوست بدار ...
اما ... طولانی "
...
" احساس آخرین بیسکوئیت داخل ساقه طلایی رو دارم .
تنها .. شکسته .. و از همه مهمتر !
اونی که منو میخواست ، دیگه ازم سیر شده .! "
...
" چه بر سرم آورده دوستت دارم های دروغ تو !
که از محبتهای مادرم هم میترسم .! "
...
" خدایا میبینی ؟
حالا که پر از حرفیم ، دیگر زنگ انشایی وجود ندارد .! "
...



عباس کوهکن
( از بچه های دانشگاه )


" تو ممکن است از من دور شده باشی ؛
اما کوچک  ... هرگز !
بگذار بگویند چیزی از پرسپکتیو نمیداند .! "
...
" نه سر در عقل میبندم نه دل در عشق میبازم !
که این نامرد بی درد است و آن پر درد نامرد است "
...
" حس میکنم تو رو تو هرشب خودم ،
عاشق همین احساس تو شدم ،
حست جهانمو وارونه میکنه ،
آرامشت منو دیوونه میکنه "
...

برچسب‌ها: پیامک , صندوق ورودی , اس ام اس , سیروان , در دل شب
[ چهارشنبه 2 مرداد1392 ] [ 15:55 ] [ سیروان ]


" در دل شب "


تصمیم گرفتم برای پست بعد ، چند تا از اس ام اس هام رو از گوشیم بذارم ..

با اسم کسایی که فرستادن ، نظرتون چیه ؟؟؟


برچسب‌ها: قابلی نداره , در دل شب , جملات کوتاه
[ پنجشنبه 27 تیر1392 ] [ 19:3 ] [ سیروان ]


به مناسبت ماه رمضون گفتم یه چند تا عکس در مورد حضرت علی (ع) بذارم .

لعن علی عدوک یا علی ...

شمس جمال مولا علی (ع) صلوات

الهی بحق علی

الهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: رمضان , امام علی , تصاویر , مولا علی , در دل شب
[ شنبه 22 تیر1392 ] [ 16:33 ] [ سیروان ]
[ پنجشنبه 13 تیر1392 ] [ 14:8 ] [ سیروان ]

" خداحافظی ات " عجب خرابه ای به بار آورده ...
نگاه کن ...
مدت هاست در تلاش اند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون بکشند ..!!!


پستچی حواس پرت ، نامه های تو را به خانه ی همسایه می اندازد ...
و گرنه محال است فراموشم کرده باشی ...!

o o o o o o o o

چرا میگویند " ها " نشانه ی جمع است ؟!
اما وقتی با " تن " جمع ببندی ...
خودت می مانی و خودت ...

o o o o o o o o

آغوشت را در " کتاب جغرافیا " ثبت خواهم کرد ...
به عنوان خوش آب و هوا ترین نقطه دنیا ...

o o o o o o o o

تمام مزرعه را مترسکان خوردند ..!
بیچاره کلاغ ها که زیر بار تهمت سیاه شدند ...

sirvan08.blogfa.com

ادامه ش رو در ادامه مطالب ببین

برچسب‌ها: این نیز برای تو , پیامک , جمله زیبا , سیروان , در دل شب
ادامه مطلب
[ جمعه 7 تیر1392 ] [ 15:13 ] [ سیروان ]

یا فاطمة الزهرا



مادر دو بخش دارد ...

" ما "  و  " در "

و ما هرچه میکشیم از بخش دوم است ..!!

السلام علیک یا فاطمة الزهرا ( سلام الله علیه )


...


ای کاش فدک این همه اسرار نداشت

ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود

ای کاش در سوخته مسمار نداشت


برچسب‌ها: در دل شب , سیروان
[ پنجشنبه 22 فروردین1392 ] [ 18:26 ] [ سیروان ]





موضوع انشاء :

تعطیلات عید نوروز خود را چگونه گذراندید؟


" به نام خدا "

بی او ...


برچسب‌ها: در دل شب , تعطیلات , عید نوروز , تعطیلات عید نوروز , سیروان
[ سه شنبه 13 فروردین1392 ] [ 21:38 ] [ سیروان ]




این هم از آخرین پست سال 91
پیامک و جملات زیبا             تعداد 15
طبق قانون این وبلاگ کپی کردن کاملا مجازه ( نوش جان )


اینجا زمین است ...

رسم آدمهایش عجیب است ...

اینجا گم که می شوی

به جای اینکه دنبالت بگردند ،

فراموشت میکنند ..!


برچسب‌ها: پیامک مفهومی , پیامک زیبا , در دل شب , جملات کوتاه , جملات زیبا
ادامه مطلب
[ سه شنبه 29 اسفند1391 ] [ 19:5 ] [ سیروان ]
در دل شب چیست ؟

همین اول یه نکته :
از چند روز دیگه به اسم " سجاد " مطلب میذارم .
یعنی با اسم اصلی خودم .
دیگه وقت خداحافظی با اسم قبلیمه
" سیروان " دوستش داشتم

سلام به همه
دل تو دلم نیست ...
ماه محرم داره میاد و من نمیدونم قراره چه اتفاقی بیافته .
نمیدونم میتونم حق ارباب رو ادا کنم یا نه ؟
از طرفی درست تو سالی که تصمیم گرفتم اربعین برم کربلا
راه بسته شده و داعش داره جولان میده .

به مناسبت نزدیک شدن به محرم :

صد یوسف مصری بخدا مست رقیه ست
جبرییل امین نوکر دربست رقیه ست
در لشگر ارباب پس از حضرت عباس
فرماندهی کل قوا دست رقیه ست

دل تو دلم نیست
محرم داره میاد
امکانات